مناظره عاشقانه – سید احمد حدیث

مناظره عاشقانه
گفتم : فرشته ی من از آسمان فرود آی
گفتا ! فرشته گفتی امکان نباشد هر جای
گفتم : که اهل دنیا چرا وفا ندارند؟
گفتا ! تصور توست جانم آنرا بیازمای
گفتم : کدام زمان است آرم به چنگ وصلت
گفتا ! که تا زمانی لب را به ناله مگشای
گفتم : که چون مسافر در جستجوی عشقت
گفتا ! که ساده لوحی بیهوده افتی از پای
گفتم : که سنگ عشق است آیینه ات نگهدار
گفتا ! به فرق خود زن افسوس بر تو صد وای
گفتم : که عاشقانت حالش چگونه باشند
گفتا ! که حال آنها وا مانده در گل و لای
گفتم : که چشم مستت گمراهی عالمم کرد
گفتا ! ز چشم خوبان پرهیز کن و مگرای
گفتم : که ماه باشی در جمع خوبرویان
گفتا ! که داغ دارد ، گفتم مرا ببخشای
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.