ملال جاهلان سید همایون شاه عالمی

ملال جاهلان
هیچ کس رحمی ندارد اندر ین مأمن به کس
هیچیک دل هم نسوزد در ره و برزن به کس
منعمان ِ این زمانه مست دنیای خود اند
کی دهند از روی لطفی دانه ی ارزن به کس
گر فتد در گور مردی از قضای روزگار
کیست مردی کو گشاید اندکی روزن به کس
آتش غفلت ببینم چهار سوی و چاره چیست ؟
کی بماند این زمانه دانه در خرمن به کس
چاه و دلوی دارد اریک منعم صاحب نفوذ
کی دهد یک مهلتی در آب نوشیدن به کس
سایبان دارد اگر صاحب دکان ِ پولدار
می نه بدهد یک اجازه بهر ایستادن به کس
صاحب پول است هریک کژ زبان و کژ عمل
بی خرد دشنام گوید وقت پرسیدن به کس
کم بگو حق ای (همایون) از ملال ِ جاهلان
دل ز غم پُر گشت یارب نیست آسودن به کس
4 اگست 2008 م
کابل، افغانستان

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.