مشاعره حسن فروغ و امپراطور

مشاعره
حسن فروغ
و
احمد محمود امپراطور
*****
عروسِ شعرِ تو«محمود»عاشقان گردید
نشایدم که به زُلفش دوباره شانه کنم
کنون که جایِ سُخن گفتنم نمی باشد
چسان بَمُرغِ شب آویزِ خود ترانه کنم
فروغ
*****
فــــروغ پرتو حسن تو تا به من افتاد
به کهکشان فلک جایگاه و خانه کنم
امپراطور
*****
برای شاعرو فرزندِ خوبِ زادگه ام
دعایِ از دل وجان،نزدِ آن یگانه کنم
فروغ
*****
ببــــال کِشـــم عزیز از فــروغ شاه کلام
من عهد و دوستی با لطفِ صادقانه کنم
امپراطور
*****
چو رودِ کِشم خروشان بخواهمت محمود
ز هر سرودِ تو بِشگفته و جوانه کنم
فروغ
*****
غنای معنویت است شعر نغز فروغ
من از دُر و گهــــر ناب او خزانه کنم
امپراطور
*****
اگر بوَد دُرو مرجان و لعل و یاقوتی
بپیش پایِ تو افشانده دانه دانه کنم
فروغ
*****
ز واژه و سخنت هر کجاست حسن فروغ
بهر کجا صفتِ شعــــــــر تو چرا، نه کنم
امپراطور
*****
زباغِ خاطرِخود چیده گل به محمودم
بدستِ قاصدِ شعر و غزل روانه کنم
فروغ
*****
اگر چه شاعر و بسیــار نکته دان نیم
ز شور هر سخنت طبع شاعرانه کنم
امپراطور
*****
غزلسرایِ چو محمود نصیب ما گشته
بجاست گر طرب و سازِ،بی چغانه کنم
فروغ
*****
شود که روزِ بیـــــایی و از فروغ رخ ات
به بزم شعــر و ادب سوز عارفانه کنم
امپراطور
*****
بدورِ شمعِ تو میسوزد این پروبالم
جهانِ دورو بَرم را پُر از فسانه کنم
فروغ
*****
من از قلم زدن بی بدیل ات آگاهـــم
که هرکجا صفت ات را ، مدبرانه کنم
امپراطور
*****
تویی، احمدو،محمودو امپراتورم
اجازه ده که به اقلیمِ شاه، لانه کنم
فروغ
*****
سپاس می کنم از حضرت فروغ ِ خرد
منم ز لطف و صفا ور بسوی خانه کنم
امپراطور
*****
هزار شکر که داریم بخردان هر جا
دعا به زیر لب خویش محرمانه کنم
امپراطور
*****
به مکتب خرد و عشق دانش آموزم
چو جاهـلان چرا فــــکر کودکانه کنم
امپراطور
*****
ز خاک هـر قـــــدم بخردان گهر چینم
ولی بخیل و بداندیش قین و فانه کنم
امپراطور
*****
ختم مشاعــره

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.