مست شدم ساقی

مست شدم ساقی
مست شدم ساقی، مست شدم ساقی
مستم از می بکن ای ساقی زيبا امشب
قد بر افراز و بکن ولوله بر پا امشب
ساقيا مست ز يک جرعه شرابم کردی
ريز يک جرعه ی ديگر که کبابم کردی
شراب ارغوانی ريز در جام
که با هم سر کشيم آرام آرام
محتسب بيخبر آمد به می و مينا زد
سنگ بر سينه ی ما و همگی دنيا زد
بگو با يار کار مشکل من
پياله سازد از آب و گل من
محتسب ما همه را دست و سر و پا شکند
ای خوش آن سر که بجای سر مينا شکند
خريدار ميم هر جا که هستم
که من تا زنده ام می می پرستم
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.