مثنوی – سید احمد حدیث

مثنوی
چند نصیحت گویمت از جان و دل
گر عمل داری بر آ از آب و گل
این نصیحت از دل و وز جان شنو
تا نمانی پیش نادان در گرو
راز دل با مردم نادان مگوی
فاش سازد گفته هایت مو به موی
هر که رازی گفت با تو ای پسر
راز آن سر بسته در گورت ببر
نزد دانا حرف دانایی مزن
پیش خورشید لاف روشنایی مزن
دل مده بر دختران بی حجاب
هر که دل را داد رفتش منجلاب
بی حجابان زنده اند از بهر آن
دلبری باشند برای دیگران
لیک ای خواهر تو هم بشنو سخن
تا که ایمن بینمت از مکر و فن
دور باش از بچه های شوخ و شنگ
چون که در ظاهر همه باشند قشنگ
باطن آن ها همه مکر و فریب
چون ندارند نی فرازی و نشیب
بس که آنان جمله اهل شهوت اند
گرگ باشند در لباس و کسوت اند
هر کجا دیدی تو آن پیر خرد
بوسه بر دستش بزن گردش بگرد
هر کجا گر بنگری پیر فجور
باش چون تیر از کمان صد میل دور
چون سخن گفتی وفا کن بر سخن
تا که باشی همچو مردان کهن
گر ببینی نا توان و مستمند
چون عصا بردار و کن قامت بلند
چند سخن گفتم تو را ای نازنین
گر قبولت نیست از ما دور بشین
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.