غبار صلح – ملا عبدالواحد واعظی

غبار صلح

ز بستان وطن هر روز گل پرپر همی چینند
محبت را به هر نامی ازین کشور همی چینند

شرار جنگ و وحشت را به هر کوی بر افروزند
چو آتش رنگ وحدت را ز هر بستر همی چینند

غبار صلح و دوستی گر به آتش سایه اندازد
به پوف خود غبار از روی خاکستر همی چینند

به تیغ تیز نا بخشود به هر دل کینه ها آرند
هوای مهر و اخوت را ز دل بیشتر همی چینند

خلای امنیت را نیز به خود یک فرصتی دانند
معادن را چو دزدان از سوی دیگر همی چینند

به هر نیرنگ جفای را به این گلشن بر انگیزند
شکوفه را ز باغ و از دل مادر همی چینند

غرور نو جوانانی که در پاس وطن کوشند
مثال دانه ئ انگور ازین محور همی چینند

به نام این و آن هر یک به جان دیگر اندازند
سعادت راچو موج از بطن هر گوهر همی چینند

ستون هر توانایی که بود در استخوان موجود
چو قصاب گوشت را از پهلوی لاغر همی چینند

همه این تیره بختی ها ز بخت خویش میدانم
به ملت کامرانی را ز بام و در همی چینند

تغافل تا بکی باشد شراب عقل ما واعظ
چو کرگس دانه ئ وحدت ز مغز سر همی چینند

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these <abbr title="HyperText Markup Language">HTML</abbr> tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.