عقیق گوهر عشق – ملا عبدالواحد واعظی

عقیق گوهر عشق

ناز بسیاری که در دنیای دل جا میشود
جای عاشق درحریم دشت و صحرا میشود

قاب هر آئینه ئ تصویر کی گردد درست
پیش تصویری که از محبوب پیدا میشود

سر زمین پارسای را به جان باید خرید
تا کنار قصر دل جای مهیا میشود

راز هریک در بساط مهر دل پیچیده است
در طلسمات ادب پیچیده ها وا میشود

ناز معشوق آنقدر همت به عاشق میدهد
با شرای دل چنین مستانه سودا میشود

دامن مستی اگر چه سخت میآید بدست
خون دل بر یاد معشوق جام مینا میشود

احتیاجی نیست به پند ناصح و تقریر کس
چشم که درچشمش فتادمخمورشیدامیشود

گر چه در گرداب دوری میبرم عمری بسر
آخر از بحر وصالش موجی بالا میشود

در کنار ساحل شهناز می باید نشست
تا عقیق گوهر عشق روی دریا میشود

از خموشی گوهر زیبای عشق آرد بیرون
در بساط عشق هزار ناخوانده ملا میشود

عمر ها باید چو واعظ می ازان ساغر چشید
ترجمان دل ازان میخانه گویا میشود

Hits: 2

:: ADVERTISEMENTS ::

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these <abbr title="HyperText Markup Language">HTML</abbr> tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.