عقیق جام رنگینم – ملا عبدالواحد واعظی

عقیق جام رنگینم

بهار گلشن وصلم به وقت ناز می آید
چوگل غنچه درین بستان بخنده باز می آید

نگارستان گلشن را امید گل شود پیدا
مرید و پیر و دانشمند به این گلباز می آید

به تاکستان امیدم شراب عشق میجوشد
عقیق جام رنگینم به هر اعجاز می آید

طلوع عزت شوقم نوید دیگری دارد
که خورشید عزیز دل همان شهناز می آید

غروب چهره خورشید بعشق هر سحر خیزی
ز نور خاور فیضش به صد اعزاز می آید

بسوی شام گیسویش نظر کردن گناه نیست
عجایب زینتی باشد که تا مه ناز می آید

بدور ماه جانسوزش ادب دیوانه میرقصد
علمدار جنون عشق به این انداز می آید

هوای ناز شهنازم بهار زنده می باشد
که مرغ نیم بسمل را دلی پرواز می آید

به بحر معرفت زاهد ، هر آنکس مشربی دارد
که موج این جهانگردی به چندین ساز می آید

خموشی سخت دشواره بیا از سوزدل برخوان
که از هر گوشه ئ قلبت هزار آواز می آید

به باغ نامرادی ها اگر چه سال ها گشتی
خوشا واعظ که در پیری چنین همراز می آید

Hits: 5

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.