عرس صبح بهار – عزیزه عنایت

عرس صبح بهار
ستاره بار آورد
ستاره بار آ وردنخل نو جوان بهار
به شا خه های عریان و نیسانی
چه ابر فرو ریخت این ستاره شب؟
چه آفتاب برافروخت گهر واره شب؟
به چشم هریکی من نقش خویشرا دیدم
از آن میا نه یکی را ز شوق بر چیدم
زبهر تما شا نهادمش بکفـم
که از فیوض تجلی بخو یش میبا لید
حدیث دهر کهن را برای من میخواند
ستاره می افشــاند
به مقدم عرو س صبح بهار
به برگ , برگ گلاب
به شا خه های عریان و نیسا نی
چه ابر فرو ریخت این ستاره شب؟
چه آفتاب بر افروختگهرواره شب
عزیزه عنایتبرگزیده از دفتر فروغ سحر

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares