عالم صوفی غلام نبی عشقری

در عالم كثرتی بكثرت ميجوش
چون واصل وحدث شوی ميباش خموش
مجبور كنون كه در سر بازاريی
هر چيز فروش ليك خود را مفروش
بسيار ضرر ز زخمر با من برسيد
گويند كه می بنوش زنهار منوش
خواهی كه تو در پردهء عفت باشی
بيرون نروی ز خانه ات بی سر پوش
در دور حيات خود پريشان نشوی
اين پند اگر كنی تو آويزهء گوش
از حال سخنوران اگر آگاهيی
سودت ندهد حديث افسانهء دوش
با مردم دردمند گستاخ مباش
مخراش دل دلشده گانرا بخروش
جايی كه ستاده ام ببيند نه ستد
از بسكه رمد زمن بوحشت آهوش
با داغ بتان اگر بسازی چندی
سر تا قدمت عشق بسازد گلپوش
در جيب خود عشقری اگر سر پيچی
مقصود تو سر بر آورد از آغوش
صوفی غلام نبی عشقری رح

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.