طوطی کور

طوطی کور

نیست از زندگی خویش امید دگرم
که تو باز آئی و من در قدمت جان سپرم

روز در دوری تو روز شمارم کائی
در خیال تو نشینم شب و اختر شمرم

نگۀ گنگ مرا نیست دگر تعبیری
طوطی کورم و در آینه ای می نگرم

منم آن شب پره کز روز سیه باکم نیست
هم به شب بال گشایم من و هم روز پرم

آبرو به نگذارم که برود از دستم
نه متاع است که بجان باز روانش بخرم

خود زدم بر خود تیشه، نه خسرو، پژواک
جان شیرین از آن، تا که، بآسان سپرم

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.