صدف قطره زند – ملا عبدالواحد واعظی

صدف قطره زند

در وصف تو حیران شده هراهل نظر را
در رشته ئ تحریر چه کند فن هنر را

مطرب همه جا وصف لب لعل تو دارد
از قامت وچشمان توصد وصف دیگر را

در گلبن رخسار تو چون مرغ دل افتاد
بگرفته به هر نقطه ئ دل موج شرر را

از سایه ئ زلفین تو در باغ دل افروز
خندیده به گل برگ ادب نخل و ثمر را

قربان شوم آن پسته ئ میگون تو دلبر
حاصل شده از قند لبت شهد و شکر را

در خلوت دل شوخی به دیدار تو دارم
دریا دلی من جلوه بده قرص کمر را

چون نی به وصال روی تو ناله نمودم
از جیب یخن هدیه نما فیض سحر را

یارب چه شود ماه من از قبله بر آید
بر هر قدمش سجده کنم راه و گذر را

ای ماه من شهناز من ای شاخ نباتم
از فیض تو افتاده به دل گنج اثر را

در زورق امیدی تو در بحر شقایق
گلگونه صفت کرده قبول خوف خطر را

بر ساحل شبگرد تو ، واعظ نشستم
تا آنکه صدف قطره زند لعل گهر را

Hits: 3

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.