صدای پا – عزیزه عنایت

صدای پا
امشب به سینه لرزید دل باز درهـوایت
بیــرون زدر شنیــدم نـاگه صدای پایت
بشتــافتم دویــدم وانگـه کــه درگشــودم
جــزخویشتن نـدیـدم بگــریستم بــرایت
ای خرده گیرراحت مارا مکن ملامت
نگذشته بـوی عشقی ازکوچه وسرایت
بنگر به باغ بلبل ازعشق گل چوبسمل
لیکن هنوز با شوق از گل کند حکایت
آمــد بـیــادم آنشـب درپیشگــاه مهتـاب
میــریخت ازهـوا گل بـرقـامت رسایت
محمل زاشک دیده دارد”عزیزه”هرشب
بــردامـن جــدایی تــا گشـتــه آشنــایــت
عزیزه عنایت

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares