صبح جاودان – ملا عبدالواحد واعظی

صبح جاودان
ای ماه من سعادت جانم تو هستی
آب حیات و روح و روانم تو هستی

در پایگاه بزم فرحناز عاشقی
فخر تمام عیار جهانم تو هستی

در موج ناز بحر سحرگاه آرزو
گوهر شده به نام و نشانم تو هستی

.شهناز من طلیعه ئ انوار حاجتم
موج خموش و درد نهانم تو هستی

گشتم اسیر زلف سیاه چشم دلربا
مقصد که فوق عزت جانم تو هستی

زلف توشام وچهره ئ تو صبح جاودان
نازک بدن و موی میانم تو هستی

یک جرعه ئ ز جام شفا بخش خودبده
همچون عسل به قند لبانم تو هستی

بردی به ناز وغمزه ئ خودجام امتحان
گشتی عزیز و ورد زبانم تو هستی

در پرده ئ وصال و رهی شوق عارفان
مشکل گشا و ضبط عنانم تو هستی

در راه انتظار تو من خاک گشته ام
سویم بیا که یار جوانم تو هستی

واعظ صفت به بزم حریفان زنده دل
رمز وجود و شوق توانم تو هستی

Hits: 1

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.