شکست عهد من و

شکست عهد من و
شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت
به گريه گفتمش آری ولی چه زود گذشت
بهار بود و تو بودی و عشق بود و اميد
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
شبی به عمرم اگر خوش گذشت آن شب بود
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت
گشود بس گره آنشب ز کار بسته ما
صبا چو از بر آن زلف مُشک سود گذشت
غمين مباش و مينديش از اين سفر که ترا
اگر چه بر دل نازک غمی فزود گذشت
شاعر: داکتر ايرج دهقان
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.