شهرعشق – عزیزه عنایت

شهرعشق
چو ماه نیمه شبی کن گذربه خانۀ من
به بـزم شمع وغزل های عاشقانۀ من
بـیـارکوکـب بختـم زدورهــای زمـان
بخوان بگـوش فلک آتشیـن تـرانۀ من
نشان زداع دلـم را ببربه خلـوت شب
رسان بگـوش ملک قصه و فسانۀ من
زفتنه های زمان خستـه وحزین شدم
بگوکه چیست بسی فتنه درزمانۀ من
بـرای ظلمت شبهای من چـراغ بـیـار
ببنـد بـا سحری جـاویـدانۀ نشـانـۀ من
بیـارنکهتی ازشهــرعشـق دردل شـب
کـه پــرشود زبوی خـوشش آشیانۀ من
“عزیزه”یاد رخ دوست پرتؤافشان است
که روشن است ازآن خلوت شبـانۀ من
عزیزه عنایت2017/5/8

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::

-:: Leave Your Suggestions And Valuable Comments ::-

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares