شنيدم از اينجا سفر ميکنی

شنيدم از اينجا سفر ميکنی
شنيدم از اينجا سفر می کنی
تو آهنگ شهری دگر می کنی
خيال من از سر بدر می کنی
همان لحظه ی آشنايی تو
گمان برده بودم جدايی تو
تو عشق آفرين بلبل گلشنی
جدا از من و روز و شب با منی
ز دوری بجانم شرر می زنی
همان لحظه ی آشنايی تو
گمان برده بودم جدايی تو
بپاس صفاي سرشکم بيا
حذر از سفر کن برای خدا
کجا می روی آرزويم؟ کجا؟
همان لحظه ی آشنايی تو
گمان برده بودم جدايی تو
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.