شبی گفتم قلم را یار و همدم – سید احمد حدیث

شبی گفتم قلم را یار و همدم
به هر داغی تو باشی یار و مرهم
قلم گفتا : که ای یار عزیزم !
چو هر عاشق بود با آه و ماتم
فلک دیدم عجب در تاخت و تاز است
ولی نادان چرا ؟ در خواب ناز است
مروت کی کند این چرخ گردون
تو را گل می دهد خارش دراز است
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.