شبی ز شبها

شبی ز شبها
شبی ز شبها، من و تو تنها
به موج دريا، خيره ميديديم
تو زيبا، فريبی در صحرا
من با تمنا، بی رنج و سودا
آنشب که رفتی از من چه ديدی
دلم شکستی، از من بريدی
رفتی کجا تو، ای ديده جادو
از من رميدی مانند آهو
کجا؟
شبی دگر هم، من و دل و هم
به پای گلها، قصه ميکرديم
چه شبها بيمار و تنها
ناله سر دادم، گريه ها کردم
شبی سيه بود، نه نور ماه بود
شبی که يارم ز من جدا بود
چون او خبر شد، غمم بسر
ستاره ها مرد، شبم سحر شد
خدا!
شبی ز شبها، من و تو تنها
به موج دريا خيره می ديديم
تو زيبا، ای ديده شهلا
من با تمنا، بی رنج و سودا
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.