شبی را با من ای ماه

شبی را با من ای ماه
شبی را با من ای ماه سحرخيزان سحر کردی
سحر چون آفتاب از آشيان من سفر کردی
چو دو مرغ دلاويزی به سنگی خم شديم، افسوس
همای من پريدی و مرا بی بال و پر کردی
مگر از گوشهٔ چشمی دگر سحرخيز گرديزی!
که از آن يک نظر بنياد من زير و زبر کردی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.