شبهای روشن تنها

شبهای روشن تنها
شبهای روشن تنها نشينيم
در پهلوی هم در نور مهتاب
تا باد خيزد نالنده از کوه
تا نور افتد لرزنده بر آب
در کوه پيچد دلکش صدايی
از دور آيد گلبانگ نايی
غمهای دل را با هم بگوييم
من با نيازی تو با ادايی
زين آب خندان آئينه بندم
تا صبح بينی روی چو ماهت
از شاخ سنبل شب شانه سازم
تا بر فشانی موی سياهت
اين خلوت عشق اين شام زيبا
اين لرزش موج اين رقص اختر
من ديده پر خون تو گل بدامن
من شعر بر لب تو شور بر سر
باد بهاران از بعد مردن
بر تربت من زين گل بکاری
ای ابر نيسان بر مدفن من
در پای اين کوه اشکی بباری
با ناله زار با صوت محزون
بر روی آن قبر بلبل تو هم باز
چندان بنالی کاندر دل خاک
از ناله تو نالم به آواز
شاعر : استاد خليل الله خليلی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.