سودای جان سید همایون شاه عالمی

سودای جان
دل من در تپش عشق تو بیدار هنوز
در دلم یاد گل روی تو گلزار هنوز
ای تو سرچشمه عشقی و مرا دشت جنون
تشنه ی آب طربناک لبت زار هنوز
طالب دیدن تو دیدۀ غمدیدۀ من
مردم دیده ام از چشم تو بیمار هنوز
ندهی گر ز لبت باده ی مرد افگن خود
نه بمیرم چه کنم با سر خمّار هنوز
آن لب عربده جوی تو مرا خم شراب
در دل چشم سخن گوی تو انکار هنوز
سوختی خرمن هستی و شدم خانه خراب
عمر بیتو گذرد بی در و دیوار هنوز
جان به یک بوسه لعل تو که سودا بکنم
دلبرا معامله گرم است و خریدار هنوز
راست گویم بخدا آتش در دل دادی
سخن عشق تو آرد به لبم نار هنوز
تا که زنده است ( همایون ) ونفس در تن اوست
نگه اش را به نگاه تو سر و کا ر هنوز
16 سپتمبر 2008 م
کابل، افغانستان

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.