سعادت دنیایی سید همایون شاه عالمی

سعادت دنیایی
از آنکه فاصـــله ی عمر جــــاویدان نَبوَد
مرا سعـــــادت دنیایی در گمــــــــان نبود
دو گون مباش تو ایدل که درطریقت عجز
بجز عـــــنایت توحــــــــید در زبـان نبود
به آب و آتش خود باد کــم بزن ز غـرور
نمـای کبر به اطــــــراف خاکـــــدان نبوَد
ز علم و فن منما شور در کـــشاکـش دیر
مجــــــال قطـــــره بدریایی بیکران نـبود
ز محو خویش بیاور نمی به گوهر چـشم
که فیض عشق به هر خاره رایگان نـبود
بسی خوشـم که بدین درد مـــــبتلا شده ام
چو درد عشق سراسیمه قصــد جـان نبود
بنوش باده ی عرفان اگر بدســترس تست
کسی ز رطــل چنین باده سر گـران نـبود
ربوده ســــبقت عشـــــــاق آدمی ز مَـلَک
کی گـــفته راه زمین را به آسمــان نـبود
نکرده هســـت به باطــل هر آنچه میبینی
بدون عشق مـــــگرمعنی در جهــان نبود
اگر به دیر تمامش به عـــــــاشقی گذراند
بدان که کـــــــار (همایون ِ ) ناتوان نبود
21 اگست 2011 م
لارتن ورجنیا، ایالات متحده امریکا
سید همایون شاه عالمی

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.