سعادت آشنایی سید همایون شاه عالمی

سعادت آشنایی
نگین ِ خون ِ دل از خاتم لوای تو شد
سپید بخت، سحر هم ز ماورای تو شد
بسان شاه نشستی به تخت قلب مرا
ببین تنم ز صداقت که نقش پای تو شد
قدوم پاک ترا چشم ِ من بدر مانده
فضای عشق معطر شد از لقای تو شد
هجوم ِ درد فراقت چنان زارم کرد
که شعر و زمزمۀ درد از نوای تو شد
بیاد ِ نرگس ِ مست تو باده ها بکشم
نوای عاشقی برخاست از برای تو شد
ز موج موی تو خیزد به اوج، رایحه تر
بدام ِ گیسوی تو، دل سخنسرای تو شد
فدای ِ غنچه ی نازت شوم بمهجوری
دلم چو باغ گل از خنده ی صفای تو شد
ز کنج ِ قند ِ لبت یک سخن ز عشق بگو
سعادتی ست دلم را که آشنای ِ تو شد
بدان که عاشقی بازی به آتش است ولی
چو گلخنست دلم بسکه در هوای تو شد
بیا که دلم جوش میزند ز شوق وصال
ببین که عمر ِ (همایون) همه فدای تو شد
11 سپتمبر 2010 م
وزیر اکبر خان مینه – کابل، افغانستان
سید همایون شاه عالمی

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.