سرود عشق سید همایون شاه عالمی

سرود عشق
حال دل را گربگویم میشود محشردگر
آتش خمپاره دارد این دل اخگر دگر
گر بسوزد آسمانرا آه جان پیمای ما
خرمن آتش بگیرد قصه در دفتردگر
روشنی بز م بودم از بیان حسن یار
قطره قطره پای گشته شمع مارا سردگر
بی تحمل می ربود ازچشم هوشم خوابرا
تا بیادش میزدم در کوچه ها هر در دگر
یا بگیرم بوسه دلخواهی از لعل لبش
یا رسد پایان بمرگم حال شور و شردگر
کی بمیرد نام عاشق تا که این چرخست چرخ
آتش عشقم نگردد دانی خاکستر دگر
من ( همایونم ) که دارم نغمه هایی وصف یار
از سرود عشق دانم نیست گیرا تر دگر
*****
15 جون 2008 م
کابل، افغانستان
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.