سراب نقد سید همایون شاه عالمی

سراب نقد
رفته در دامان حیرت فکر پر سودا دگر
برده طوفان تخیل گَرد ما صحرا دگر
تا فتد چشمم فلک را در شب ِ پُر اختران
لغزش ِ عقل از سکوتم ثاقب ِ پیما دگر
انتها اندر رکاب ِ ابتدا دنباله گشت
سایه تابع گشته شی را میرود هر جا دگر
منتظروامانده عنصر از حصول مالیکول
طمع دارد یک اتم را نیست بی پروا دگر
شرق وغرب پیوند گشته ازحضورموج و برق
یک دوماهی را مبینی چیست در دریا دگر
جلوه ء اوهام ِ دنیا کرده شیرین ذائقه
کن قبول ِ تلخی بنگر رخنه در دنیا دگر
با گل و بلبل نه آور نام عاشق هم ردیف
حالت شهد و مگس را چیست مقصد ها دگر
عاشقان ِ پُر تفکر در خیال ء دیگر اند
ریسمان فکر کوته نیست در این جا دگر
از حواس جمع دیدم حاصل ِ دیوانگی
درسراب نقد دنیا چیست ؟ دست و پا دگر
ماند تحقیق ِ خیالم منجمد چون دور یخ
حاصل حیرت فنای ساخته شیدا دگر
نکته ء صفرم میان ِ پُر معما دایره
عقل زندان شد ( همایون ) نیستم دانا دگر
*****
سال 2007 م
کابل، افغانستان
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.