سخن – سید احمد حدیث

سخن
چون شکست شیشه یی دل بی صدا آید برون
ذره ها دارد شکستن پا نهد اندر درون
حرفِ تلخِ جنس بد هر دم دل آزارت کند
زانکه بنیادش بد است و حرف آن باشد زبون
گر بر آید هر سخن چون تیر باشد از کمان
گاه شود مرحم به زخم و گاه شود دریای خون
حیرتم بر آن کسی با اجتماع، دارد سخن
کله دیدم چون کدو مر حیف باشد رهنمون
لیک باشد در لباس و فخر بیند در نظر
ظاهرش آدم چو بینی باطنش حیوان دون
هر که با نادان نشیند می خورد خون از جگر
حرف نادان راست باشد کار هایش واژگون
موی گر دارد چینی دیگر نباشد آن صدا
احتیاط از کف مران و می شوی مرد جبون
این سخن محمود بگفتا زر دهم بر آن حکیم
جای زر را سیم نگیرد نامه شد بر ما قرون
عیب و علم مرد و زن باشد نهفته در زبان
گفت پیغمبر که دارد هر سخن سحر و فسون
پس مواظب باش در گفتار خود ای نورچشم
تا نگردد دوستانت دشمن خون خوار چون
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.