زجان من چه ميخواهی

زجان من چه ميخواهی
ز جان من چه ميخواهی، تو رفتی بی تو من مُردم
ز من ديگر چه ميجويی، من ای پيمان شکن مُردم
به تو عُمری وفا کردم، دريغا بی وفا بودی
چه شبها بی تو سر کردم، تو آن شب ها کجا بودی
در آغوش که سر کردی، در آن شب ها که يارت بود
که چشمم تا سپيده دم، به در در انتظارت بود
دلم را بُردی و رفتی، برو عاشق مرا کم نيست
تو شمع بزم اغياری، دلم را تاب اين غم نيست
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.