زبانم را نمی فهمی

زبانم را نمی فهمی
زبان را نمی فهمی، نگاهم را نمی بينی
ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بينی
سخن ها گفته در چشمم، نگاهم صد زبان دارد
سيه چشما! مگر طرز نگاهم را نمی بينی
سيه مژگان من ! موی سپيدم را نگاهی کن
سپيد اندام من! روز سياهم را نمی بينی
پريشانم، دل حسرت نصيبم را نمی جويی
پشيمانم، نگاه عذر خواهم را نمی بينی
گناهم چيست جز عشق تو، روی از من چه ميپوشی
مگر ای ماه! چشم بی گناهم را نمی بينی؟
شاعر: مهدی سهيلی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.