روز استرداد واستقلال کشور – سید احمد حدیث

به مناسبت 28 اسد استرداد واستقلال کشور
این کشور که است ، بنام افتخار ما
شان و شکوه و رزم که بود یاد گار ما
ایین رسم و غیرت و مردانگی شرف
گویند ز این دیار چو شد انتشار ما
جمشید بنای جام جهان بین روز نو
آورد و هدیه کرد به خاک کبار ما
زردشت از این دیار چو نشو نمو گرفت
با نامه و کتاب بشد غمگسار ما
رستم بسان کوه ، سپر گشته بر وطن
گودرز و گیو و طوس که بود پاسدار ما
رویین تن زمان چو از بهر کشورش
از کشته پشته ساخت ، اسفندیار ما
خون سیاووشان همان جوش لاله هاست
داغش ز دل نرفت ز فصل بهار ما
افراسیاب ترک به آن سحر و جادویش
آواره گشت و مرد ز تیغ فگار ما
این مامن ما باشد و نه جای هر شغال
گر دیو و دد بودند شدند تار مار و ما
هر کس که چشم دوخت چو اسکندر کبیر
بیچاره گشت و دید ز مردم شعار ما
انگریز ماده گرگ چو پوزش به خاک خورد
مسکین ، ندیده بود همان جان نثار ما
آن ارتش بزرگ که نصف جهان گرفت
رندانه سر کشید ، ز شرب و خمار ما
افسوس در این زمان همه رفته اند به خاک
بنگر که مزدوران ، شدند ، اقتدار ما
دیگر مکن “حدیث” ز تاریخ سخنوری
مردان ره کجاست ؟ بس است انتظار ما
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.