روبرویت – صالحه واهب واصل

بنشسته روبرویت
تـا دل تپد بـه سینـه، من دارم آرزویت
راحت گزینم آندم، کافتم به خاک کویت
میخانه گربنوشم از مستی ام خبر نیست
مستی مرام من نیسـت، من بیخودم ز رویت
هر لحظه ام دوانی درعشق خود به سوئی
تاکی فدای جانت، باشم به جستجویت
روزم پُر از خیالت، شب ها به قیل و قالت
برخوان ای مصـور، آخـر مرا به سویت
روز حشر که من سر، بیرون برآرم از خاک
با تو به گفتکویم بنشسته رو به رویت
در بحر عشقِ هستی قائق شکـن به معنی
«واهِب» که خُلق أحسن صیقـل زند به خویت
*****
صالحه واهب واصل
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.