دور جوانی سید همایون شاه عالمی

دور جوانی
اشک ِ ندامت ِ عمرم که در رسید
طی شد اقامت ِ من هم سفر رسید
چون ممتحن شدیم چو مجنون به عاشقی
آب ِ ز بحر عشق بزودی به سر رسید
در مزرع ِ بزرگ حوادث به حیرتیم
کشتی نکرده ایم که فصل ِ دگر رسید
خاکستر ِ سپید ِ سرم را نه حاصلیست
کی از نهال ِ دور ِ جوانی ثمر رسید
از شهر عیش و عشرت دنیا گذر نبود
سودا و درد و رنج به ما بیشتر رسید
نی سایه ی هماست و نه صوت ِ ز بلبلان
جوش وخروش زاغ وزغن نغمه گر رسید
تا قصد جام عیش به دل برد شوق را
همچون صدای صور به بانگ خطر رسید
رطل ِ گران ِ باده بیاور شتاب کن
شب شد تمام و ناله ی مرغ ِ سحر رسید
چندان بریخت اشک (همایون) ز خون دل
بر دامنش چه سیلی ز لعل و گهر رسید
سال 2002 م
ستوکسدیل کارولینای شمالی، ایالات متحده امریکا
سید همایون شاه عالمی

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.