دل ز سودای دو چشم

دل ز سودای دو چشم
دل ز سودای دو چشم تو به ميخانه کند رقص
لعل می گون تو در گرمی پيمانه کند رقص
محتسب هر چه کنی منع ازين بادۀ نابم
که از اين بيخود و هوشيار چو ديوانه کند رقص
نيست بنياد ريا غير فريب و سالوس
آمد عشق و بپيوست و به پيمانه کند رقص
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.