دست از طلب ندارم

دست از طلب ندارم
دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
يا تن رسد به جانان يا جان ز تن بر آيد
بگشای تُربتم را بعد از وفات بنگر
کز آتش درونم دود از کفن بر آيد
بنمای رو که خلقی واله شوند و حيران
بگشای لب که فرياد از مرد و زن بر آيد
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگ دستان کی زان دهن بر آيد
بر بوی آنکه در باغ يابد جلا ز رويد
آيد نسيم و هر دم گرد چمن بر آيد
گويند ذکر خيرش در خيل عشق بازان
هر جا که نام حافظ در انجمن بر آيد
شاعر : حافظ شيرازی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.