خوشم مي آيد حیدری وجودی

خوشم مي آيد
گردش چشم سياه تو خوشم مي آيد
موج درياي نگاه تو خوشم مي آيد
همچو مهتاب كه در ابر حرير تابد
تن و تن پوش سياه تو خوشم مي آيد
چون چراغي كه دل شب به مزاري سوزد
سوختن در سر راه تو خوشم مي آيد
جلوه گلشن اندام كه ديدي ايدشت
كه خس و خار و گياه تو خوشم مي آيد
بسكه در آتش هجران كسي سوخته يي
اشك جانپرور و آه تو خوشم مي آيد
رفتي از خويش و كف پاي كرا بوسيدي
ايدل پاك گناه تو خوشم مي آيد
نجم العرفا حيدري وجوديs
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.