حور بهشتی – ملا عبدالواحد واعظی

حور بهشتی

چه عجب ز کوه یارم سحری دمیده امشب
مگرم صدای قلبم به هوس شنیده امشب

ره و رسم دلربای به گلاب دیده شستم
که نسیم صبح یارم به وفا وزیده امشب

مگر آن حور بهشتی قدم شرف نهاده
که شمیم عطر نازش همه جا تنیده امشب

چمن حضور عشقش چه لطافتی خریده
به حضور ناز و بازش دل من کفیده امشب

من و موج آرزویم به هوای عشق شهناز
به هزار و ناز و الفت ز هوا کشیده امشب

همه آن صفات زیبا که به قلب من نشسته
شده بزم شب نشینی غزل و قصیده امشب

سر و پای خود ندانم که تو محشر حضوری
چه رسد به آن کمالی که ترا ندیده امشب

چو به فصل دل درآیی همه جابهار نازست
گل بازار محبت به دلم خریده امشب

من وصل نازنینم که به دنیایی مجاز است
سر زلف آرزویم به زمین خمیده امشب

به نگاه عاشقانه دل و دین ربوده از من
همه خوردخواب عشرت زکفم رمیده امشب

بگوشم نوای آمد که شب از سحر ندانم
نظرم صدای واعظ جگرم دریده امشب

Hits: 2

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.