حمدشریف – سید احمد حدیث

حمدشریف
گفتمش وصفی کنم عقلم بگفتا ای جوان
وصف هو را کی توانم لال باشد هر زبان
از نشان بی نشانت عقل مبهوت گشته است
چون کنم وصف تو را ای خالق کون و مکان
آنکه وصف هو کند جز انبیایش کس نبود
این که انها نیز کردند، شمه یی وصفت بیان
اولیاچون مست حق زان جرعه ریخت درساغرش
عام کی نوشد عزیزم گر تو باشی در گمان
در مصیبت هر که افتد ناگزیر گویند ، خدا!
کفر باشند، یا مسلمان از تو جویند، این و آن
مومن و گبر و یهود را رزق یکسان می دهی
عدل بنگر ای بشر ! این گونه عدل آن منان
هر که را عزت نمودی کی فلک خوارش نمود
همچو گوهر در صدف آرام باشند، در امان
گفته چند نکته “حدیث” از رحمتت مبذول دار
لطف کن بر من خدایا رحم کن بر بندگان
سید احمد حدیث
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.