جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات – مشتاق اصفهانی

جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات
دیگر بکمالی نتوان کرد مباهات
جویم بدعا چندت و خوانم بمناجات
من ذره تو خورشید من و وصل تو هیهات
ماجمله بتو قایم و تو قایم با لذات
تو شخصی و ما عکس تو عالم همه مرآت
از طلعت یار است ظهور همه عالم
خورشید بود آینه جلوه ذرات
بیخود همه کونین ز صهبای صفاتند
تا چیست شرابی که بود در قدح ذات
گردد سرم آسوده ز سودای تو حاشا
فارغ شودم دل ز تمنای تو هیهات
هرگز دل موری مخراش ار نتوانی
اول به کف آری سپر تیغ مکافات
گر باده باندازه خوری نیست و بالت
این نکته چه خوش گفت به من پیر خرابات
حیرانیم از عشق کنون نیست که عمریست
در بازی شطرنج محبت شده‌ام مات
مشتاق من و خدمت میخانه که در عشق
نه عقده‌ام از زهد گشاید نه ز طامات
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.