تغافل سید همایون شاه عالمی

تغافل
صنما باز بیا با دل ِ پُر خون مستیز
شده دل از غم تو واله و مجنون مستیز
اثریک نگه ِ گرم از آن چشمک شوخ
کرده احوال مرا زار و دگرگون مستیز
غنچه ی جام لبت لعل بدخشی ست مگر
باده ی عشق از لب ِ میگون مستیز
سرو کابل خجل از قامت رعنای تو باد
سایه افگن به سر عاشق ِ دلخون مستیز
جام خون است به چشمم به تغافل مگذر
به درون گلخن شوقست ز بیرون مستیز
حلقه ی زلف درازت به کمند ِ دل من
تیر های ِ مژه هایت شده افزون مستیز
شده مشتاق به دیدار تو این چشم به در
با دل ِ غمزده ی زار (همایون) مستیز
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.