تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام اوحدالدین محمد بن محمد انوری

تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام
بی‌رنگ او ببین که چه شیون گرفته‌ام
دریای من غذای دل تنگ من شدست
دریای کشتیی که به سوزن گرفته‌ام
آهن دلا دلم ز فراق تو بشکند
کو را به دست صبر در آهن گرفته‌ام
یک روز دامن تو بگیرم که چند شب
در تو به اشک خویش به دامن گرفته‌ام
تا خود مرا ز بهر تو بودست دوستی
زان بی‌تو خویشتن را دشمن گرفته‌ام
ترسم که جان من کم من گیرد از جهان
کز جملهٔ جهان کم جان من گرفته‌ام
انوری
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.