تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود – صائب تبریزی

تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
شبنم خلد نظر باز گل روی تو بود
شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید
آب حیوان صباحت همه در جوی تو بود
چشم بر سرمه نمی کرد سیه، مژگانت
وسمه از طاق دل افتاده ابروی تو بود
سرو برجسته بستان رعونت بودی
شاخ گل دست نشان قد دلجوی تو بود
برق با آنهمه شوخی که جهان می سوزد
شرر مرده آتشکده خوی تو بود
لب نهادی به لب ساغر و رفتی از دست
حیف ازان هیکل شرمی که به بازوی تو بود
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.