تا بجفايت خوشم

تا بجفايت خوشم
تا بجفايت خوشم، ترک جفا کرده يی
اين روش تازه را، تازه بنا کرده يی
راه نجات مرا از همه سو بسته يی
قطع اميد مرا از همه جا کرده يی
دوش زدست رقيب ساغر می خورده يی
من به خطار رفته ام يا تو خطا کرده يی
کار فرو بسته ام هيچ گشايش نداشت
تا گره زلف را، کار گشا کرده يی
من زلبت صد هزار بوسه طلب داشتم
هر چه بمن داده يی، وام ادا کرده يی
با خبر از حال ما، هيچ نخواهی شدن
تا نکند با تو عشق، آنچه بما کرده يی
شاعر: فروغی بسطامی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.