به جان تو که سوگند عظیمست – مولانا جلال الدین محمد بلخی

به جان تو که سوگند عظیمست
که جانم بی‌تو دربند عظیمست
اگر چه خضر سیرآب حیاتست
به لعلت آرزومند عظیمست
سخن‌ها دارم از تو با تو بسیار
ولی خاموشیم پند عظیمست
هر آن کز بیم تو خاموش باشد
اگر چه خر خردمند عظیمست
هر آن کس کو هنر را ترک گوید
ز بهر تو هنرمند عظیمست
فکندم خویش را چون سایه پیشت
فکندن پیشت افکند عظیمست
که بغداد تو را داد بزرگست
سمرقند تو را قند عظیمست
حریصم کرد طمع داد قندت
اگر چه بنده خرسند عظیمست
بریدستی مرا از خویش و پیوند
که دل را با تو پیوند عظیمست
خمش کن همچو عشق ای زاده عشق
اگر چه گفت فرزند عظیمست
رکاب شمس تبریزی گرفتم
که زین شمس زرکند عظیمست
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.