بهر خدا صوفی غلام نبی عشقری

چه استغناست از بهر خدا با من تكلم كن
گره از چين پيشانی كشا قدری تبسم كن
نموده زهره ام را آب تمكين ادای تو
سخن بر لب مياور بر دهان خويش غم غم كن
ا‌گر با موج گردابی سری دارم ز خود بگذر
بشوی از زنده گی دستت شنا در بين قلزم كن
ستمگر شعله پيكر دلبر بيداد گر آخر
به احوالم ترحم كن ترحم كن ترحم كن
صوفی غلام نبی عشقری رح

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.