بهار ديگر آمد صوفی غلام نبی عشقری

زمستان تير شد سرما سر آمد
بهار ديگر آمد
لب جو سبزه ها كم كم برامد
بهار ديگر آمد
غريبان جهان دلشاد باشيد
ز غم آزاد باشيد
كه از پارينه كرده خوشتر آمد
بهار ديگر آمد
بگوش من رسد آواز بلبل
ز شوق ديدن گل
سر اشجار ها در پر پر آمد
بهار ديگر آمد
بيا ساقی كه جوش ارغوان است
تماشا رايگان است
می عيش و طرب در ساغر آمد
بهار ديگر آمد
عزيز من تفرج كن بصحرا
قدم رنجه بفرما
كه از دشت و دمن لاله برامد
بهار ديگر آمد
روان گرديده بين جويبار آب
بسير باغ بشتاب
ز فواره صدای شر شر آمد
بهار ديگر آمد
برو ای عشقری سير چمن كن
گل زيب يخن كن
بگلشن باز زر و زيور آمد
بهار ديگر آمد
صوفی غلام نبی عشقری رح

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.