برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا – مشتاق اصفهانی

برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا
که در دوری بیاران قیمت یاران شود پیدا
ز جنبش کرد مژگان حال چشمت را بیان اما
ز بی‌تابی نبض احوال بیماران شود پیدا
به بزم اهل غفلت آنچه دانا می‌کشد داند
کسی در جرگ مستان گر ز هشیاران شود پیدا
زنند این قوم پر از حق‌پرستی لاف و میترسم
که گر کاوند بت از جیب دین‌داران شود پیدا
رضا باغی بود کانجا ز آتش سبزه می‌روید
چو خطی کز عذار لاله رخساران شود پیدا
چکد حسرت ز سر تا پایم آن حال دگرگونم
که گاه نزع بیمار از پرستاران شود پیدا
دلم را تازه‌روئی اشک غم مشتاق می‌بخشد
طراوت باغ را چندانکه از باران شود پیدا
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.