بخل چرخ سید همایون شاه عالمی

بخل چرخ
از بخل های چرخ مروت نشد ثمر
بنماید این شکوه به انسان رهگذر
دانی که یک درنگ ِ تماشای این شُکوه
فرسنگها برد ز حقایق به دور تر
آری چه برق و زرق نهاده به دام خویش
چون جذب کهربا بکشد آدمی به بر
هر ابتدایی خنده شود گریه انتها
تا غنچه گل بگشت بیاوفتاد از کمر
یک چشم خواب مست که ابحار ماجراست
این دامگاه چرخ بسی بود فتنه گر
بشکفت تا حیات چو گلهای نوبهار
عمری به دام حیرت ما رفت بیخبر
از هیچ آمدیم و به هیچیم رهسپار
نآید تمام هستی ما هیچ در نظر
هجده هزار عالم و مقصد عروج عشق
بنهفته در گمان جهان اوج شور و شر
دایم صدای عشق ( همایون ) نوا بکن
از انتهای دولت آن باش نغمه گر
16 جون 2008
کابل، افغانستان

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.