باز آمدی ای جان من

باز آمدی ای جان من
باز آمدی ای جان من، جانها فدای جان تو
جان من و صد همچو من، قربان تو، قربان تو
من کز سر آزادگی، از چرخ سر پيچيده ام
دارم کنون در بندگی، سر بر خط فرمان تو
آشفته همچون موی تو، کار من و سامان من
مست است همچون بخت من، عهد تو و پيمان تو
مگذار از پا افتم، ای دوست دستم را بگير
روی من و درگاه تو، دست من و دامان تو
گفتی که جانان که ام، جانان من، جانان من
گفتی که حيران که يی، حيران تو، حيران تو
امشب اگر مرغ سحر خواند سرود، ميخوانمش
چون بارها بر بست لب، او در شب هجران تو
با بوسه يی از آن دو لب، اکرام را اتمام کن
هر چند باشد پارسا، شرمندۀ احسان تو
شاعر : پارسای توسيرکانی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.