ای قوم بحج رفته

ای قوم بحج رفته
ای قوم بحج رفته کجائيد کجائيد
معشوق همين جاست بيائيد بيائيد
معشوق تو همسايه ديوار به ديوار
در باديه سر گشته شما در چه هوائيد
گر صورت بی صورت معشوق ببينيد
هم حاجی و هم کعبه و هم خانه شمائيد
صد بار از اين خانه بدان خانه برفتيد
يک بار از اين خانه بر اين بام بر آئيد
گر قصد شما ديدن آن خانه جانست
اول رخ آئينه بصيقل بزدائيد
آن خانه لطيف است نشانهاش بگفتيد
از خواجه آن خانه نشانه بنمائيد
کو دسته ای از گُل اگر آن باغ بديديد
کو گوهری از جان اگر از بهر خدائيد
با اينهمه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمائيد
گنجيد نهان گشته درين توده پُر خاک
چون قرص قمر ز ابر سيه باز بر آئيد
سلطان جهان مفخر تبريز نمايد
اشکال عجايب که شما روح فزائيد
شاعر: مولانا جلال الدین محمد بلخی رح
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.