ای دل ای دل

ای دل ای دل
ای دل،ای دل، دل ديوانه
بر عشقش شدی افسانه
در دامش شدی زولانه
ای دل، ای دل
تو را از دور می بينم چه حاصل
به پهلويت نمی شينم چه حاصل
درخت حُسن تو گلزار کرده
از آن گلها نمی چينم چه حاصل
بيا که در بغل تنگت بگيرم
بلای کاکل چنگت بگيرم
مرا که سيصد و شصت بوسه دادی
بيا که از لب قندت بگيرم
سيه چشمک به دل بند تو باشد
به پای جان ز پيوند تو باشد
سفر کردم به گلشن های دنيا
نديدم کس که مانند تو باشد
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.